شقایق
  
 
 
شهریور 1384
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو

۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا ۱۰۰۰ جای دیدنی دنیا
مجموعه فوق‌العاده زیبا از ۱۰۰۰ جایی که قبل از مرگ باید دید!
سریال قهرمانان
مهیج ‌ترین سریال حال حاضر دنیا داستان زندگی انسانهایی با نیروهای خاص
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 8 شهریور ماه سال 1384
غمی غمناک (سپهری)

غمی غمناک

شب سردی است، و من افسرده.

راه دوری است، و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

 

می کنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند زمن آدم ها.

سایه ای از سر دیوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غم ها.

 

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی.

 

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر، سحر نزدیک است.

هر دم این بانگ برآرم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

 

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

 

مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم هست به دل،

غم من، لیک، غمی غمناک است.


المیرا


 
پنجشنبه 27 مرداد ماه سال 1384

عشق نابود کننده زمان است و زمان نابود کننده عشق
تنها تر از یک برگ
با بار شادی های مهجورم
در اب های سبز تابستان
ارام می رانم
تا سرزمین مرگ
تا ساحل غم های پاییزی
در سایه ایخود را رها کر دم


در سایه بی اعتبار عشق
در سایه فرار خوشبختی
در سایه ناپایداری ها ......(فرخزاد)


شعر ای خدای افسونگر  تو مرا تسکین ده.   
                                     
اه شب های من چه تاریک است
وقشنگ ترین ستاره من خاموش
صدای هق هق گریه درونم را می شکند
و چه ناپیدا
کاش تو را نمی دیدم
شاید همان به که اسای سفیدی داشتم
زیبایی باطنت را چه کنم
صدای دلنوازت را چه کنم
روح قشنگت را چه کنم
کاش ساده نگر بودم تا ساده عاشق می شدم
کاش بازیگر بودم تا به بازی عاشق می شدم
کاش هوسران بودم تا به مستی عاشق می شدم

حتما نا بینایان هم عاشق می شوند.


 
یکشنبه 2 مرداد ماه سال 1384
ای شب از رویای تو رنگین شده
 سینه ام از عطر تو سنگین شده 
ای بروی چشم من گسترده خویش
شایدم بخشیده از اندوه بیش..
ای تپش های تن سوزان من 
اتشی در سایه مژگان من 
ای زگندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها 
با توام دیگرزدردی بیم نیست
هست اگر جز درد خوشبختیم نیست
ای دوچشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من 
پیش از اینت گر که در خود داشتم 
هرکسی را تو نمی انگاشتم
درد تاریکیست درد خواستن رفتن و بیهوده خود را کاستن..


به یاد تنها کسی که احساس کردم دوستش دارم   

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 11570


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها